مایکل جکسون-EMJJ7

Michael Jackson-EMJJ7

مایکل جکسون-EMJJ7

Michael Jackson-EMJJ7

مایکل جکسون-EMJJ7
https://linktr.ee/naderjy
نویسندگان

مصاحبه هریسون فانک

مصاحبه هریسون فانک، عکاس شخصی مایکل جکسون، با روزنامه گاردین (۲۰ ژوئن ۲۰۱۸)


(قسمت اول)

هریسون فانک دهه‌های پرشور و پرماجرایی را به ثبت تصاویر زندگی خارق‌العاده این اسطوره پاپ گذراند. او در مصاحبه با روزنامه گاردین داستان پشت عکس‌های مورد علاقه‌اش از مایکل جکسون، از ملاقاتش با ماندلا و در آغوش گرفتن او تا زدن کرم پودر به صورتش در پشت‌صحنه یکی از کنسرت‌ها، را تعریف کرد.

هریسون گفت: «من و مایکل زبان خودمان را داشتیم. کلمه رمزمان همیشه یک چیز بود. او از من می‌پرسید: هریسون، می‌تونی جادو کنی؟ و هیچ‌چیز کمتر از آن قابل قبول نبود.» فانک تنها عکاسی بود که بیشتر از هر شخص دیگری به مایکل نزدیک شد. او از اواخر دهه ۱۹۷۰ تا زمان مرگش در ژوئن ۲۰۰۹ با مایکل کار کرد و شاهد تمام تغییرات او بود، از زمانی که به یک ستاره مبدل گشت تا زمانی که مشهورترین فرد روی کره زمین شد، و تمام آنها را ثبت کرد.

مایکل جکسون که تحت تأثیر هنرمندی و همه‌فن‌حریفی فانک شده بود در سال ۱۹۸۴ او را به عنوان عکاس رسمی خود برای تور ویکتوری استخدام کرد. فانک گفت که فوراً متوجه خیل عظیم رسانه‌هایی شد که دور مایکل حلقه زدند. افراد روپرت مورداک به من زنگ زدند و واقعاً از من التماس می‌کردند که مخفیانه عکسی از تمرینات مایکل را به آنها بدهم. من این موضوع را به مایکل گفتم و با هم به آن خندیدیم. اما اینکه من واقعیت را به او گفتم باعث شد اعتمادی بین ما شکل بگیرد.»

در نتیجه، در طول تور ویکتوری، به فانک اجازه داده شد که به مایکل دسترسی بی‌سابقه‌ای داشته باشد. یکی از خصوصی‌ترین عکس‌هایی که فانک گرفته است، مایکل را در حال گریم کردن نشان می‌دهد، کاری که او بسیار به آن افتخار می‌کرد (به اینکه خودش به تنهایی می‌توانست این کار را انجام دهد و به گریمور احتیاجی نداشت). فانک گفت: «او و جرمین خیلی دوست داشتند که گریمشان را خودشان انجام دهند.» و در ادامه توضیح داد: «مایکل به تدریج به ظاهر خود بیشتر و بیشتر اهمیت می‌داد و مصمم بود تحت تأثیر استادان بزرگی همچون جین کلی، فرد استر و جیمز براون ظاهر آراسته و زیباتری داشته باشد.»

در یکی از عکس‌های مورد علاقه فانک از مایکل که آن را در دهه ۹۰ ثبت کرد، مایکل جکسون را می‌بینیم که بازوان خود را به شکلی تقریباً مسیح‌گونه به دو سو باز کرده است. فانک گفت: «مردم می‌گویند مایکل عقده‌ی مسیح بودن داشت. اما این حرف مرا به شدت عصبانی می‌کند، چون به هیچ‌وجه حقیقت نداشت. من برای گرفتن این عکس یک دلیل کاربردی داشتم. مایکل دستان بسیار بزرگی داشت و من می‌خواستم بیشترین استفاده را از آنها داشته باشم زیرا بسیار گویا بودند، و شیوه خوبی برای او بود که بتواند دنیا را در آغوش بگیرد. روی آن صحنه، تمام وجود او معطوف به التیام بخشیدن دنیا بود، بنابراین آن دستان بزرگ و گویا کمک بسیار مهمی به او می‌کرد تا بتواند با مردم حرف بزند.» همچنین افزود: «او هنگام صحبت کردن جوری از دستانش استفاده می‌کرد که فکر می‌کردی یک ایتالیایی است!»

در یکی دیگر از عکس‌های فانک مایکل را می‌بینیم که کتابی را جلوی صورت خود گرفته است. این یک عکس بسیار شخصی است که به منظور استفاده در یکی از تبلیغات «دایرة‌المعارف کتاب جهان» گرفته شد که قرار بود در بین مدارس آمریکا توزیع شود. «کارگردان هنری به من اختیار تام داد تا هر کاری می‌خواهم انجام دهم، پس من هم واقعاً تصمیم گرفتم با کم کردن محدودیت‌هایم هرآنچه را که می‌خواستم امکان‌پذیر سازم. چشمان مایکل متمایزکننده‌ترین ویژگی او بود که خیلی بیشتر از پاهایش معرف او بودند. می‌دانستم که با متمرکز کردن لنزم روی چشمان او می‌توانم روح او را ثبت کنم و این دقیقاً همان چیزی است که در این عکس اتفاق افتاد.»

اما آیا مایکل واقعاً از روی خجالت صورتش را پوشاند؟ «شاید. اما خجالتی بودن و درون‌گرایی مایکل هرگز مانع توانایی او برای کار با من به عنوان یک عکاس نشد. مایکل می‌دانست که به لحاظ هنری دقیقاً چه می‌خواست، حتی شاید تا دو سال آخر عمرش، زمانی که افراد نادرستی او را احاطه کرده بودند، طوری که اصلاً فکرش را هم نمی‌کرد.»

فانک قرار بود از تور This Is It هم عکاسی کند. جکسون آماده بود که تمام ۵۰ کنسرت را پشت سر هم در سالن O2 Arena در لندن اجرا کند. اما، ۲۰ روز پیش از اولین شب، او بر اثر ایست قلبی ناشی از مسمومیت با داروی بیهوشی درگذشت. فانک گفت: «به همان اندازه که دوست ندارم راجع به این پایان حرف بزنم، می‌خواهم بگویم که او توسط افرادی نابود شد که فقط به دنبال منافع مالی خودشان بودند. می‌توانم به شما بگویم که بخش بزرگی از برنامه‌های او برای بعد از تور This Is It انجام کارهای خیریه و استفاده از تأثیر و نفوذ خود برای بهتر کردن اوضاع بشریت بود.»


======================

(قسمت دوم)

در سال ۲۰۰۳، به مایکل جکسون اتهام کودک‌آزاری زدند، اما بعداً در ۱۳ ژوئن ۲۰۰۵ تبرئه شد. این خاطره هنوز موجب خشم فانک می‌شود. او در این خصوص گفت: «تمام آن اتهامات و بدبختی‌هایی که کشید... اجازه بدهید این را از شما بپرسم: بهترین راه برای تخریب کسی که قصد دارد تغییرات مثبت عظیمی در وضعیت کودکان جهان ایجاد کند، جز بی‌اعتبار ساختن او در همین زمینه چه می‌تواند باشد؟»

شاید بتوان آگاهی مایکل از قدرت عکاسی را در اوایل دهه ۱۹۹۰ بهتر از هر زمان دیگری دید. در آن زمان، او روزی با الیزابت تیلور و نلسون ماندلا، که به تازگی از زندان رهایی یافته بود، دیدار داشت و از فانک خواست که از آنها عکس بگیرد. فانک گرفتن این عکس را، که در آن مایکل و الیزابت و نلسون ماندلا به طور سرایت‌کننده‌ای لبخند می‌زنند، به یاد ماندنی‌ترین اتفاق حرفه‌اش می‌داند.

فانک گفت: «ماندلا از دیدن مایکل بسیار هیجان‌زده بود. او به همراه تمام افراد خانواده‌اش آمده بود. مدیران روابط عمومی به من گفتند که برای عکاسی خیلی وقت ندارم، اما مایکل همه آنها را بیرون انداخت و اجازه داد که من با خیال راحت از آنها عکس بگیرم. نمی‌خواستم عکس بی‌حالی از آنها بگیرم، به همین خاطر به آنها پیشنهاد دادم که روی پشت هم بپرند یا همدیگر را بغل کنند. لیز تیلور به من گفت: هریسون، تو که می‌دانی من کمردرد دارم! و نلسون گفت که خیلی پیر است و به شوخی گفت که در عوض می‌خواهد پاهایش را بالا بگذارد. من هم سعی کردم آن لذت آن لحظات شگفت‌انگیز را ثبت کنم.»

فانک سپس آنها را دید که به اتاق جلسه رفتند تا درباره نقشه‌هایشان برای براندازی آپارتاید، بهبود حقوق زنان، رسیدگی به بحران ایدز و جرم و جنایت در آفریقا بحث کنند. او ادعا کرد که جکسون به خوبی آگاه بود که آن عکس چطور می‌توانست به تلاش ماندلا برای به دست آوردن ریاست‌جمهوری آفریقای جنوبی کمک کند.

«این عکس تقریباً در ۴۰۰ روزنامه چاپ شد. حقیقتاً عکس قدرتمندی بود. سال بعد، مایکل برای فیلمبرداری ویدئوی They Don’t Care About Us به آفریقا رفت. او برای نلسون حاضر بود هر کاری بکند. مایکل و لیز برای کمپین ریاست‌جمهوری او کمک‌های بسیار سخاوتمندانه‌ای کردند. من معتقدم او و نلسون دوستان خوبی برای هم بودند، و مایکل همچون ماندلایی در عرصه موسیقی بود، از این نظر که او نیز موانع زیادی را از میان برداشت. به یاد داشته باشید، مایکل یکی از اولین سوپراستارهای سیاهپوست در جهان بود.»

اما وجهه‌ی مایکل جکسون به طور چشمگیری شروع به تغییر کرد. برخی منتقدین به او این اتهام را زدند که او از سیاه بودن خودش شرم دارد و اعتیاد خطرناکی به جراحی پلاستیک پیدا کرده است. با این حال، فانک پافشاری کرد که مایکل در واقع قربانی کمپین «بی‌رحمانه» رسانه‌ها بود و از بیماری ویتیلایگو که مخرب رنگدانه‌های پوست بود رنج می‌برد (ادعایی که دکتر کریستوفر راجرز، پزشک مسئول کالبدشکافی جکسون آن را تأیید کرده است). فانک گفت: «تمام آن گزارش‌ها یک مشت چرندیات بود. او نمی‌خواست خودش را سفید کند یا از این مشکل خودش را نجات بدهد. او عمیقاً افتخار می‌کرد که یک سیاهپوست است. مایکل از نوعی بیماری پوستی رنج می‌برد، که ظاهرش را تغییر داد، و من به عنوان عکاسش باید از عهده چنین مشکلی برمی‌آمدم و نورپردازی او را متناسب می‌کردم. به نظرم مشکل این بود که مایکل به‌شدت می‌خواست که پوستش یکدست دیده شود. من آن موقع فتوشاپ نداشتم، بنابراین خودم صورت مایکل را با نور روشن می‌کردم و برای اینکه او را در بهترین حالتش نشان دهم تکنیک‌های خاصی داشتم.»


======================


(قسمت سوم)

فانک، که ظاهراً از مایکل منبع بی‌پایانی از داستان دارد، با صدایی ملایم و با لهجه نیویورکی حرف می‌زند. او با هیجان یکی از خاطراتش را به یاد می‌آورد که روزی در دیزنی‌لند با مایکل ۹ بار پشت سر هم سوار ترن هوایی Space Mountain شدند. مایکل سعی داشت فانک را راضی کند که برای بار دهم سوار شوند اما فانک دیگر حالت تهوع گرفته بود و احساس می‌کرد پاهایش مثل ژله سست شده بودند. آنها در زمین بازی نورلند جکسون هم اغلب سوار کشتی وایکینگ‌ها می‌شدند.

فانک گفت: «من روبروی مایکل نشسته بودم و با دوربینم از او عکس می‌گرفتم، که او همان موقع به مأمور کنترل وسیله بازی گفت آن را تندتر و تندترش کند. من جیغ‌زنان به مایکل گفتم که دارد کاری می‌کند که دوربینم را از دست بدهم و او هم جیغ‌زنان جواب داد که، من هم نمی‌خوام کلوچه‌هام رو از دست بدم!» او در جیب پیراهنش کلوچه گذاشته بود.

اما، با وجود تمام خوشی‌هایی که آنها با هم داشتند، بهترین خاطره‌ای که فانک از مایکل جکسون به یاد دارد خاطره‌ای تیره است. او به یاد می‌آورد که روزی با مایکل در سالن تئاترش در نورلند نشسته بودند و فیلم زندگی‌نامه‌ای What’s Love Got To Do With It (چه ربطی به عشق دارد؟) را تماشا می‌کردند، فیلمی که در سال ۱۹۹۳ بر پایه زندگی تینا ترنر ساخته شد و در آن درباره رابطه سواستفاده‌گرانه بین تینا و آیک گفته می‌شود. هنگام تماشای این فیلم مایکل گریه می‌کرد.

«صحنه‌ای که در آن آیک تینا را کتک می‌زد را داشتیم می‌دیدیم که مایکل یکباره به گریه افتاد. از او پرسیدم که آیا می‌خواهد فیلم را قطع کنم اما با علامت به من نشان داد که بگذارم ادامه پیدا کند. او دستم را محکم فشرد. من در آن لحظه انسانیت او را عمیقاً احساس کردم.» فانک با خنده‌ای ادامه داد: «بعد از اینکه فیلم تمام شد، از سالن بیرون رفتیم و مایکل از من خواست که با او بروم و سوار ماشین‌بازی برقی شویم و ماشین‌هایمان را به هم بکوبیم. به‌طور خیلی خطرناکی بازی کردیم و واقعاً به طرف هم حمله‌ور می‌شدیم. او مثل یک بچه‌ی بزرگ بود.»

مایکل جکسون تنها ستاره‌ای نبود که به فانک روی آورد. او از هنرمندان دیگری همچون دیوید بویی، تینا ترنر و ایمی واینهاوس نیز عکاسی کرده است. تعدادی از عکس‌های فانک از مایکل جکسون در نمایشگاه «مایکل جکسون: روی دیوار» در گالری ملی پرتره لندن نیز به نمایش گذاشته شده است.

هریسون فانک، که در لس‌آنجلس کار می‌کند، بسیار خوشحال است از اینکه حرفه‌اش با عکس‌هایی که او از مایکل جکسون گرفته است شناخته شود. او گاهی در خیال خود صدای مایکل را می‌شنود که از او خواهش می‌کند که یک بار دیگر امتحان کند، صدای او را می‌شنود که می‌گوید: «بیا جادو کنیم.» 


======================

به نقل از انجمن حامیان مایکل جکسون

نظرات  (۱)

عالی
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی